ت

 

تقریبا همه سالهای نوجوانی و سالهای زیادی از جوانیم در اعتقاد به "جبر" گذشت.... بعدها سعی کردم خودم رو قانع کنم که به تناسب انتخابم و تصمیم های من هست که قضا و قدر و تقدیر اتفاق میفته.... و خودم رو توجیه کنم با این فرضیه که هر مسیری و راهی اتفاقات و سرنوشت از پیش نوشته شده خودش رو داره و در اصل من با انتخاب راهم و مسیرم اونها رو هم انتخاب میکنم.....

وقتهای خیلی زیادی این طرز فکر کمکم میکنه و کمی به آرامش میرسم.... اما اعتراف بزرگ اینه که هنوز هم اتفاقاتی میفته و شرایطی پیش میاد که از کنترل و اراده من خارجه و من هیچ دلیل و منطق و برهانی ندارم براش جز "جبر"..... و اینکه عاجزانه برگردم به همون اعتقادات دوران نوجوانی....   

 

 

"...میدانم که این تقدیر است و این زندگی است که برای هر کس یک جور است و هرکس باید همان جورش را زندگی کند. این تقدیر است و وقتی فکر میکنیم تغییر کرده است، تغییرش داده ایم، همان تغییر هم تقدیر است...."

 

احتمالا گم شده ام- سارا سالار

 

 

/ 0 نظر / 17 بازدید