م

 

" مرز خوش آمدن و دوست داشتن از آن باریک هاست و گاهی عبور از این مرز به سرعت اتفاق می افتد بدون آنکه آدم کِی و چطور و کجایش را دقیقاً بفهمد. اما ذره بین به دست و عینک پنسی بر چشم، به نظرم اینطور می آید که آدمها تحت تأثیرت قرار می دهند با خصوصیات فردی شان؛ هوش، شخصیت، قدرت، ثروت، زیبایی، نفوذ کلام... و اینطور می شود که جایی در دلت باز می کنند و خوشت می آید ازشان. این خوش آمدن می تواند خیلی شدید شود و تو خواهان آن آدم شوی، مستقل از اینکه آن فرد چه نقشی در قبال تو ایفا می کند. گاهی آدمها درجات شدید خوش آمدن را دوست داشتن می خوانند. شخصاً چندان نمی پسندم این را. در واقع اعتبار و حقیقی بودنش برایم زیر سؤال است. از آن سو، به نظرم دوست داشتن از آنجا شروع می شود که فرد رفتاری ویژه - احترام، محبت، توجه- در قبال تو دارد. برای من، دوست داشتن و احساس محبت و دلبستگی از اینجا شروع می شود. خصوصیات ممتاز فردی هرقدر هم جذاب و دلفریب و برانگیزاننده، بدون آنکه ترکیب شود با تلاش برای برقراری ارتباط، مثل چادری است با میخهای شل در زمین سفت.. به بادی بند است! "×

 

خیلی وقتا بهش فکر می کنم..... گاهی وقتا واقعا تشخیص و تمیز این دو تا از هم، برام سخته.... شاید هم جز مواردی باشه که باید بهش زمان بدی.... بذاری بگذره... بذاری کائنات راه خودش رو بره....

 

 

×وبلاگ از اون بالا

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید