این یه سال برام سوال بوده که چرا بین این همه شهر من یزد قبول شدم.
قراره که چه اتفاقی بیفته ، چه تغییری توی زندگیم بوجود بیاد یا قراره چه چیزایی
یاد بگیرم.
تا حالا جوابش رو پیدا نکردم یعنی به جز چند تغییر کوچیک اتفاق جالب توجهی
نیفتاده .شاید دلیلش اینه که من دارم دنبال موارد واضح و روشن و قابل رویت
می گردم که جلوی چشمم باشه.
مشکل من اینه که یادم رفته که خدا همیشه پاداش هاش رو ، تغییر های مورد
نظرش و پیام هاشو غیرمستقیم گفته و می گه. حالا دیگه می دونم که ممکنه این
تغییر ها و تاثیر ها محسوس نباشه. و فکر می کنم که بعضی از این اتفاقات و
تغییرات فقط برای امتحان کردن من باشه و مطمئنم که من توی این امتحان ها
مشروط می شم. پس برام دعا کنین خدا اخراجم نکنه و فقط ازم تعهد بگیره.!!!