این چند روزه توی ایران خیلی شلوغ شده و بخصوص تهران ، فعالیت های حزبی و .......
توی دانشگاه ما ، بجای درس خوندن و تحقیق ، همه دارن با هم بحث می کنن و
اسمش رو هم می ذارن مباحثه و بعضی اوقات هم بهش می گن رقابت. اما من
فکر می کنم این رقابت نیست چون توی رقابت تو با قبول توانایی های طرف مقابل
سعی می کنی خودتو به حد اون برسونی و حتی ازش جلو بزنی.
اما اینجا اینطوری نیست ؛ اینجا حزب ها به جای اینکه اعتقادات خودشون رو بگن
و ازش دفاع کنن ، اعتقاد طرف مقابل رو مسخره می کنن یا بدون هیچ منطقی با انها
مخالفت می کنن و شخصیتشون رو خرد می کنن.
و این شرایط مصداق جمله ایه که جلال ال احمد توی کتاب " خسی در میقات" گفته؛ که:
" آخر تو با همهٌ حقارت وقتی گل می کنی که عظمت دیگری را بکوبی و این حقارت وقتی
ارضا می شود که بر گور ان دیگری اشک بریزی."