بالاخره دیشب فیلم « فرش باد » رو دیدم. قشنگ و تاثیر گذار بود. برخلاف فیلمهای دیگه که فقط برای جشنواره های خارجی ساخته می شه، ایران رو پر از رنگ و شادی و مهربونی نشون داده بود. یه جوری که بیشتر از همیشه به اینکه ایرانی هستی افتخار می کردی. فیلم پر از رنگهای شاد و چشمنوازه و آدمها با همن و در کنار هم. حتی اون حاجی بازاری که دنبال پول در اوردن هست به موقع کمک می کنه تا فرش تموم بشه.

چند تا صحنه هم داشت که آدم رو حسابی به فکر وامی داشت؛ مثلا اون صحنه ای که مرد ژاپنی به مسجد جامع می ره و مردم رو می بینه که در حال نماز خوندن هستن و وقتی اونا به سجده می رن اون تعظیم می کنه و وقتی در حال خوندن قنوت هستن دستشو به نشانه احترام بالا میاره. یا صحنه پایانی که دوربین روی گره های ساکورا و روزبه توی حاشیه فرش ثابت می مونه، جز تاثیرگذارترین صحنه ها هستن. چند تا از جمله های قشنگ فیلم هم این پایین براتون نوشتم:

# تار قالی همیشه پاره میشه، بند دلت پاره نشه.

# اصلا میدونی چیه، خدا آدمیزاد رو کرفتار میکنه که دلشو ببره پیش خودش.

# ما ملت در عزاداری همه دکترا داریم اما در عروسی دیپلم هم نداریم.