« بحر عشق، آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست.»

ظهر که اومدیم خوابگاه،  زهرا روی تخت هر کدوم یه کارت یادگاری گذاشته بود که روش این جمله رو با خط خوش نوشته بودن. خود زهرا هم نوشته بود :

« یک سال شوخی کردیم و حالا جدی یک سال تموم شد؛ سال خوبی بود.»

یکسال خوب تموم شد، امتحانات هم همینطور.

بهر حال دنیاست دیگه. گاهی باهات راه میاد و گاهی نه.

و....دیگه اینکه از تمام دوستهای مهربونی که یادشون نرفت و به اینجا سر زدن خیلی خیلی ممنونم. ایشالله عروسیتون جبران کنم.

گریوش خانوم