فردا با مامان می ریم خوزستان یعنی در اصل خرمشهر . تقریبا شش ماه از آخرین باری که اونجا بودم گذشته. برای رفتن  لحظه شماری می کنم. نمی دونم چه جوریه ولی حال و هوای خاصی اونجا حاکمه که نمی شه توصیفش کرد؛ همینکه وارد شهر می شی آرامشی بهت دست میده که مثال زدنی نیست و دیگه دلت نمی خواد  اونجا رو ترک کنی، خیلی حس خوبیه.

    

بهر حال احتمالا وبلاگ تا دو هفته تعطیله و شاید بعدش یه سفرنامه نوشتم. بازم مثل دفعه قبل من رو فراموش نکنین و پیغامهاتون رو بذارین.

تا دو هفته دیگه...

 

اگه به وبلاگ سر زدین بعدش درو پشت سرتون قفل کنید یه وقت دزد نیاد!!!