چند وقت پیش که بیرون رفته بودم یه پسر بچه کوچولو رو دیدم که توی هوای سرد روی زمین نشسته بود و دست فروشی می کرد . انقدر سردش بود که حتی نمی تونست جواب سوالهام رو بده. خیلی صحنه بدی بود. تا چند روز هنوز تصویرش توی ذهنم بود. نمی دونم چرا باید اینطوری باشه؟ فکر می کنم «عدالت اجتماعی» چیزیه که فقط می شه توی کتابها و سخنرانیها پیداش کرد. وقتی در مورد این چیزها حرف می زنی دیگران می گن که ربطی به عدالت نداره دنیا بد شده و زندگی سخت؛ باید بسازی و بسوزی. اما من قبول ندارم اولا که یه بچه چهار پنج ساله از ساختن و سوختن چی می دونه و ثانیا دنیا به خودی خود بد نمی شه اگر ما بد نباشیم و خوب نمی شه اگر ما خوب نباشیم.

 

 

پیشینیان ما

در کار این دنیا چه گفتند

گفتند: باید سوخت

گفتند: باید ساخت

گفتیم: باید سوخت،

اما نه با دنیا

               که دنیا را!

گفتیم: باید ساخت،

اما نه با دنیا

               که دنیا را!

 

 

 

                                                                       قیصر امین پور