مامان همیشه بهم می گفت: "تو هرجا میری چندتا دیوونه مثل خودت پیدا می کنی و گروه تشکیل میدی!".

اون موقع ها فکر می کردم راست میگه، همیشه دوستانم از هر شهری  و هر جنسیتی آدمهای شلوغ و شیطونی بودن که با هم بودنمون جز شادی و خنده معنی دیگه ای نداشت....

این روزها اما وقتی از گذشته تا الان دوستانم رو مرور میکنم و حتا این روزها دوستیهای جدید و روابط جدبدم رو ، فکر میکنم که جمع ما شاید جمع شاد و شلوغی باشه اما همه این آدمها در لحظه جدی ترین آدمها هستن و از همه مهمتر "درد" نقطه مشترکی بین ما است... نقطه مشترکی که روابط رو عمیق می کنه چون شناختش، حس کردنش، تجربه اش و .. از تو آدمی میسازه که با هر کسی نتونی ارتباط  برقرار کنی و دوست بمونی. آدمی که درونش شاید غمگین باشه و خسته اما به ظاهر شاد ه و سرزنده.... این آدمها جز با کسی شبیه خودشون دوست نخواهند بود.....