هنوز نفهمیدم باید زندگی رو کمدی فرض کنم یا تراژدی...

روزهای زیادی رو به مجادله و جنگ با خودت و شکستن خودت میکذرونی، -روزهایی که انقدر سخت بودن که در مقیاس ماه و سال قرار میگیرن- تا بالاخره تقریبن اون آدمی باشی که میخواستی، تا با خودت به صلح برسی اما یه اتفاق کوچیک، یه حرف ساده  باعث بشه شک کنی به این رضایتمندی نسبی، به این صلح ناپایدار.... خنده داره یا غم انگیز؟؟....

شاید خنده دار از این لحاظ که زیادی خوش بین بودی و غم انگیز که هیچ کس جز خودت هیچوقت نخواهد فهمید  چقدر اون روزها سخت بودن و سخت گذشتن و انگار بی نتیجه.....

....چیزی که مطمئنم اینه که هیچ وقت از عبارت "روز از نو، روزی از نو" خوشم نیومده......