در ديده به جای خواب، آب است مرا
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده
زیرا که به دیدنت شتابست مرا
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده 
گویند که بخواب تا که به خوابش بینی
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده 
ای بی خبران چه وقت خواب است مرا
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده 
ای لاله تو همرنگ رخ یار منی 
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده 
ای غنچه تو چون بهار دلدار منی
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده 
ای ماهم اگر مثل شکر خنده کنی
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده 
گويند که نگار شهد گلزار منی
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده 
بلبل به سر چشمه چه کار آمده ای
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده 
يا تشنه شدی يا به شکار آمده ای
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده 
نی تشنه شدی، نی به شکار آمده ای
دیوانه شدی، دیدن یار آمده ای
یا مولا دلم تنگ اومده
شیشه دلم ای خدا زیر سنگ اومده