برادرم توی وبلاگش((borjsaz-e-bozorg.persianblog درباره ً مرگ نوشته بود.فکر می کنم
من و او و هر کسی با شرایط خاص زندگی ما دیدگاهش نسبت به مرگ فرق می کنه ممکنه
دوستانه یا خصمانه بهش نگاه کنه ولی ازش نمی ترسه.من دوستانه بهش نگاه می کنم.
نمی دونم شاید برای بعضیها وحشتناک باشه که سال های عمر من نشون دهندهً سال هایی باشه که از مرگ پدرم میگذره .من 21 سال دارم و 21 سال از مرگ پدرم می گذره ؛ به نظرم این اصلاٌ بد نیست؛ برای من این یعنی چند سال تجربه که من رو خیلی جلو انداخته. تجربه هایی که دوستان هم سن و سال من تازه دارن کسبشون می کنن.
من واقعاٌ به این اعتقاد دارم که خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
شاید نعمت بزرگی مثل پدر رو از دست داده باشم ولی از زندگیم راضیم و این خودش نعمت بزرگیه نعمتی که خیلی ها با داشتن پدر ازش محروم هستن.