نمی دونم زندگی چیز عجیبیه یا ما آدمها با طرز فکرامون و شیوه زندگی کاری می کنیم که عحیب به نطر بیاد....

معنی ها و شاید بهتره بگم مفهوم های زیادی هستن که انگار تعریفشون  با گذر زمان و با اتفاقهایی که میفته چه برای خودمون و چه برای اطرافیانمون، تغییر می کنه.....

مدتیه فکر می کنم که انگار صرف داشتن یه حانواده کامل، دلیل نمیشه که یه آدم تنها تباشه و یا برعکس لزوما کسی که از داشتن پدر و مادر محرومه تنهاست....

به قول یکی ز دوستهام.... تنهایی یه مفهومه... یه واژه که ما آدمها بر اساس رایطمون و طرز فکرمون بهش معنا میدیم..... یه احساس شاید صد در صد درونی که به تناسب هر آدمی متفاونه...