یکی از هم اتاقیهام الهیات می خونه و این ترم هم درس فلسفه اسلامی داره. قرار شد که با استادشون صحبت کنم و برم سر کلاسهاش، این کارو هم کردم و تا حالا همه کلاساشو بدون استثنا رفتم.کلاسشون حدودا 35 نفرن که 30 تاش دخترن و همه چادری. جلسه اولی که سر کلاس رفتم همه نگاهها طرف من بود و توی چشمهای همه یه سوال بود که مگه یه دختر مانتویی که زیاد هم مذهبی به نظر نمی اد از فلسفه اسلامی چیزی سر در میاره. و جالب اینجا بود که خیلی هم مهمان نواز بودن و آخرین صندلی رو توی کلاس با تمام احترام !!! دادن به من. بهر حال، همون جلسه اول یه سوال از استاد پرسیدم که 10 دقیقه داشت توضیح می داد و البته همون دوستان محترم چیزی ازش نفهمیدن حتی تا حالا نشنیده بودن. جلسه های بعد جواب سلامم رو با لبخند می دادن.

واقعا به اینجور ادمها چی باید گفت؟ ادمهایی که چند سال دیگه باید جوونا رو به سمت اسلام و دیدگاههای بی نظیرش جلب کنند، نباید تا این حد ظاهر بین باشن و متاسفانه هستن. نمی دونم تا کی باید اسیر خود بینی و ظاهر بینی افراد باشیم، چرا نمی خوایم قبول کنیم که :

                           ما برون را ننگریم و قال را         ما درون را بنگریم و حال را