دیشب یکی از دوستام رو انلاین دیدم. برای یکی از دوستاش که دیروز

پدرش رو از دست داده بود ناراحت بود چون واسش پیغام گذاشته بود که

اون خدا و علی که ازشون حرف می زدی حالا کجا هستن؟

به من می گفت که جالا یه دختر بدون پدر توی این جامعه چی کار کنه؟

بهش گفتم همون کاری که من کردم……

هیچ اتفاقی نمی افته جز اینکه به خودش میاد می بینه انقدر قوی شده

که خیلی از مشکلات رو خودش تنهای تنها حل کنه و می فهمه که جز همون

خدا و علی کس دیگه ای نیست که همیشه باهاش باشه، هر وقت صداش

بزنه جوابش بده و از رگ گردن بهش نزدیک تر باشه……….