قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

بزرگ فیلسوف کوچک
...وسیع باش، تنها، و سربزیر و سخت....

 


س

 

سال 64 بود که از بابلسر برگشتیم یزد و من برای اولین بار رفتن به مهدکودک رو تجربه کردم.... مهد "نقش تربیت"... چیزی که از اون مهدکودک یادم ه کلاسهای آموزش رقص! و پاسیو پر از لاک پشتش بود. یکی از اون خونه های بزرگ و پر اتاق محله صفاییه رو به  یک مهدکودک خصوصی تبدیل کرده بودن.

سال بعد رفتم به مهدکودک دولتی به اسم "شهید معظمی".... مربیمون، خانم افضل، رو شدیدن دوست داشتم و دارم..... محبتی که نثار بچه ها میکرد مثال زدنی بود.... از اونجا جامدادی نارنجی رنگم که شبیه یه مداد بزرگ بود یادمه و خمیربازی و آبرنگ و ناهارهایی که اونموقع بنظرم خوشمزه میومد.

سال 66 باید میرفتم آمادگی..... چهره مهربون خانم انتظاری رو یادمه با اون لبخند همیشگیش.... از آمادگی کلاسمون رو توی طبقه اول دبستان "شهید شفیعی" یادم ه... راهرو سمت چپ... آخرین کلاس.... و کبوتری رو که یه روزی مهمون کلاسمون شده بود و از روی پنکه سقفی تکون نمیخورد....

سال 67 دوران تحصیل من رسما آغاز شد..... و من جزء معدود بچه هایی بودم که روز اول مدرسه گریه نکردم.... من مدرسه رو دو سه سال قبلش تجربه کرده بودم و یادم نمیره که چقدر گریه بقیه بچه ها برام عجیب بود و حتا مسخره..... اما جالب اینجاست که کلاس اول رو اصلا دوست نداشتم... خانم طبسی معلم خوش اخلاقی نبود. با من که شاگرد اول کلاس بودم مشکلی نداشت اما هنوز صحنه کتک زدن یکی از همکلاسیهام یادمه ...  اما یادم نمیره اون روزی رو که جمع بستن رو یاد گرفتم و فهمیدم به جای اسکناس 10 تومنی میتونم دوتا سکه 5 تومنی به فروشنده بدم و چقدر مامان و خاله تشویقم کردن!!! که بزرگ شدم و با سواد!!!!

این روزها.... این بادهای پاییزی که تک و توک برگهای زرد رو روی زمین میچرخونه و با خودش میبره.... این بوی مدرسه و درس و نیمکت که تو هوا موج میزنه.... ذهنم رو میبره به همه اون سالهای تحصیل، پر از خاطره های خوب و بد.... سالهایی که خیلی دور اما نزدیکن به من.....




کلمات کلیدی :
نویسنده : فیلسوف تاریخ : یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٢       نظرات ()

ف

 

فکر می کنم هامبورگ رو میشه جزء شهرهای زیبا به حساب آورد. شهر بزرگی ه با ساختمانهای زیبا و طبیعت زیباتر. شاید یکی از دلایل زیباییش وجود دریاچه آلستر و رود البه باشه که این شهر رو خیلی سرسبز و زیبا کرده. بندر هامبورگ هنوز رونق داره و اطرافش پر از ساختمانهای قدیمی ه و تابلوها و نامهای ایرانی هم زیاد میبینی اطرافش. چند ساختمان و کلیسا قدیمی داره به اضافه ساختمان زیبای شهرداری که متاسفانه در این سفر هم باز موفق نشدم واردش بشم و توی ساختمان هم ببینم. گاهی فکر میکنم که نظم و ترتیب و شیوه مدیریت سازمان یافته اش زیبایی این شهر رو چند برابر میکنه.

 

 

از معروفترین جاذبه های شهر هامبورگ کلیسای سنت میشل هست. سبک معماریش فکر میکنم باروک هست و یکبار بعلت آتش سوزی تخریب شده و سال 1912 به همون شکل پیشین بازسازی شده. ارگ بادی که در این کلیسا هست بزرگترین ارگ در اروپاست.

 

 

 



ادامه مطلب...
کلمات کلیدی :سفر
نویسنده : فیلسوف تاریخ : چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٢       نظرات ()

ب

 

بر خلاف خیلی از آدمها، روز تولد برای من خیلی مهم ه و  روز خاصی ه برام. و اگر این روز با اتفاق خاصی هم همراه بشه که حس خوبم رو دو برابر می کنه. مثل دو سال پیش که اوج گرما بود اما روز تولد من بارون قشنگی بارید و مثل امسال که دقیقن بعد از 21 سال دوباره اومدم آلمان دیدن داییم و دقیقن بعد از 21 سال این سفر در روز تولدم اتفاق افتاد.

و باعث شد من روز تولد 31 سالگیم رو اینجا، هامبورگ، بگدرونم و برای نمیدونم چندمین بار شکر کنم خدا رو برای اتفاقات خوبی که این سالها در روز تولدم سر راهم قرار میده. شکر کنم برای ارامش و سیالی ذهنی که این روزها جاری ه توی لحظه هام و آرزو کنم که برای همیشه جریان داشته باشه توی روزهای زندگیم...  

 

 

 

 

بعدن نوشت: فعلن این چندتا عکس رو از روز اول بینین تا بعد! :

 

1. راست قامتان عرصه هامبورگ!

 

2. زمین پر از اینا بود، خیلی کوچیکتر از همنوع ایرانیشون هستن!

 

3. محل بازی سنجاب ها

 

4. نمیدونم فلسفه زدن این قفلها چی ه...

 

5. رستوران پاکستانی....

 

 




کلمات کلیدی :سفر
نویسنده : فیلسوف تاریخ : جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢       نظرات ()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به بزرگ فیلسوف کوچک مي باشد.