قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

بزرگ فیلسوف کوچک
...وسیع باش، تنها، و سربزیر و سخت....

 


ع

 

علی نصیریان توی نمایشی می گفت: یک سری چیزها توی زندگی ما به ازا [جایگزین] ندارن....

 

و من این جمله رو از وقتی یادمه خوب درکش کردم و حس کردم....

.... پدر .... کسی ه که حتا اگر هیچ وقت ندیده باشیش.. حتا اگر این لطف رو بهت نکرده باشن و نعمت پدر داشتن رو هیچ وقت درک نکرده باشی اما توی فراز و نشیبها... بخصوص سربالاییها می فهمی که واقعا هیچ جایگزینی برای کلمه پدر وجود نداشته هیچ وقت و نخواهد داشت....

 

گاهی فکر می کردم که وقتی حق مسلمی رو ازت می گیرن... چیزی فراتر از انرژی ه.س.ت.ه.ای !.... حتما یه حقی، یه نعمت دیگه ای رو بهت میدن......

اما حالا می دونم که.... لزوما حقی رو که تمام که نه اما اکثریت آدمها ازش برخوردارن، میتونه سهم من نباشه..... و اینجاست که سفر من آغاز میشه! گشتن و جستجو کردن در درون خودت و دنیات شروع میشه تا بفهمی.... پیدا کنی سهمی رو که برای تو کنار گذاشته شده.... سهمی که شاید فقط و فقط مال تو باشه و کمی گسترده تر، سهم اکثریت اونهایی که کمی، شاید کمی شرایطشون مثل هم هست.....

هنوز نیافتمش.... یعنی مطمئن نیستم چیزی رو پیدا کردم همونی باشه که دنبالش میگردم.... هنوز راه های نرفته زیادی هست و سفرهای زیادی در پیش رو..... هنوز در سفرم و شاید بهتره بگم همیشه در سفرم.....

تنها چیزی که مطمئنم درباره اش اینه که گاهی نداشتن و نبودن کسی باعث میشه ارزشش رو بهتر و عمیق تر بفهمی....

 

و هنوز نمی دونم:

"چقدر باید بگذرد،تا ما در مرور خاطراتمان،وقتی از کنار تو رد میشویم...دلمان نلرزد و بغضمان نگیرد و دلتنگ نشویم...؟"

 

بعدا نوشت: سی سال گذشت....

 




کلمات کلیدی :
نویسنده : فیلسوف تاریخ : یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱       نظرات ()

ب

 

«بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و

بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.

بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬ بعضی جلد ضخیم،

بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند.

بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و

بعضی با کاغذ خارجی.

بعضی آدمها ترجمه شده اند و

بعضی تفسیر می شوند.

بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و

بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرند.

بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه وسفیداند و

بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.

بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند.

بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.

بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.

بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت.

بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و

بعضی را توی کیف.

بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند.

بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند وبعضی ها معلومات عمومی.

بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و

بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان .

ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و

از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت

به راستی ما کدامیم؟...»

" قیصر امین پور"

 

حالا ما هیچی! من کدام می باشم؟!




کلمات کلیدی :
نویسنده : فیلسوف تاریخ : دوشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩۱       نظرات ()

و

 

وبلاگم که بچه تر بود و صاحبش با حوصله تر... سفرنامه می نوشتم اینجا.... حالا فقط با عکس ثبت می کنم سفرهام رو.... و گاهی هم چند خطی می نویسم برای خودم اما اینجا نه....

5شنبه تا شنبه یزد بودم.... شهر خاطرات من!!! و.... این هم سفرنامه تصویری من ه... به سبک خودم البته:

 

 

ماه بالای سر آبادیست

 

چاه آسمان!

 

عاشق این پرتوهای ملایم نور روی دیوارهای خشتی و کاهگلی ام...

 

سالهای 83 و 84 خوابگاه من اینجا بود و پنجره اتاف ما رو به دخمه (برج خاموشی)

 

و چه لذتی داشت بعدازظهرها و تماشای این برجها از فاصله دور، غرق در فکر و سکوت.. 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب...
کلمات کلیدی :سفر
نویسنده : فیلسوف تاریخ : یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۱       نظرات ()

ک

 

کاش همیشه یادم بمونه... کاش همیشه حواسم باشه که

.... دیگران مسئول تنهایی من نیستن .....

 

 




کلمات کلیدی :
نویسنده : فیلسوف تاریخ : یکشنبه ٧ آبان ۱۳٩۱       نظرات ()

م

 

 من عاشق پاییزم..... حسی که توی این فصل دارم هیچ وقت دیگه ندارم.... هوای خنکش رو.... آسمون ابری خاکستریش رو.... برگهای زرد و سرخی که در باد می رقصن و گاهی حتا مسیر رو اشتباه می کنن و به صورتت می خورن و زودتر از وقتی که باید، زمین می افتن.... همه اینا رو دوست دارم..... از همه بیشتر اون اشتیاق برای راه رفتن و فکر کردن رو توی این فصل .....

 

و بعد از همه اینها عاشق تمام شعرهایی هستم که درباره پاییز سروده شده.... حالا اگر با صدای خواننده ای مثل علیرضا قربانی باشه که دیگه همه چی کامل ه....

 

این شعر فریدون مشیری رو خیلی دوست دارم :

.....

و در گوش برگی که خاموش می سوخت گفتم
مسوز
این چنین گرم در خود مسوز
مپیچ این چنین تلخ بر خود مپیچ
که گر دست بیداد تقدیر کور
ترا می دواند به دنبال باد
مرا می دواند به دنبال هیچ.....

 

این هم لیتک دانلود

 

 




کلمات کلیدی :
نویسنده : فیلسوف تاریخ : دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩۱       نظرات ()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به بزرگ فیلسوف کوچک مي باشد.