بزرگ فیلسوف کوچک

...وسیع باش، تنها، و سربزیر و سخت....

و

 

-  وبلاگ چیه؟

برای مامان توضیح میدم چی هست این وبلاگ... که مثل یه دفتر خاطرات مجازی ه و گاهی حتا بیشتر.... و می پرسم چطور؟

- ... گفته فاطمه وبلاگ داره و خیلی خوب می نویسه و.... می خواستم ببینم چی هست... چی نوشتی.....

احتمالا مامان فکر می کنه که اون فاطمه ای که دوران دبستان و راهنماییش، انشاهاش رو یا مامانش می نوشت یا خاله اش و یا از روی کتاب انشا! کپی می کرد چی شده که الان داره "خوب" می نویسه.....

و من در صدم ثانیه دارم تمام نوشته هام رو مرور می کنم، مبادا حرفی زده باشم.... احساسی رو نوشته باشم که نباید!

کاری رو انجام نداده بودم که خلاف روتین خانواده باشه یا حرفی رو..... اما انقدر درونگرا بودم و هستم که فهمیدن یه سری احساسات و افکارم توسط کسانی که خیلی بهم نزدیکن کمی ناراحتم کنه و معذب.... بعد از تمام این فکرها تازه داشتم فکر می کردم من که چیز خاصی نمی نویسم!!!!!

حالا سالها از اون مکالمه گذشته... از اون روزی که یه سری پستهام رو نشون مامان دادم و خوند و چیزی نگفت.... که برای ما که با حرف نزدن با هم ارتباط برقرار می کردیم یعنی : "خوبه" !

و من چه خوشحال بودم که دبیر ادبیات سختگیر، انتقادی نداشته از من......

سالها میگذره از اون مکالمه که محتاط ترم کرد..... که بسته تر نوشتم و محدودتر درباره احساسم.... که کلا بیشتر حرفهام ناگفته ماند و می ماند....

 

سالها گذشته و یک طرف اون مکالمه دیگه نیست! که حالا همه چیز رو اون بالا می بینه و میشنوه.... و اگر انتقادی هم باشه.... راهی برای فهمیدنش نیست......

  

 

 

بعدا نوشت: وبلاگ مفرد مونث بی مخاطب یادم انداخت که من هم چنین تجربه ای رو داشتم... اما فقط یکبار....

 

[ چهارشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
چ

 

«چشمان اشک آلود و چهره ی درهم کشیده و تمام علامات و ظواهر افسردگی هیچ یک نمی توانند چنان که باید و شاید از عهده ی بیان اندوه من برآیند. این چیزها ظاهری است و هر کسی می تواند آنها را به دروغ برخود ببندد. این ها لباس اندوه است نه خود اندوه. اما حقیقت اندوه من به هیچ چیز خارجی شبیه نیست و در قلب من پنهان است.»

هملت - ویلیام شکسپیر

 

همین....!!!  لبخند 

 

 

 

[ شنبه ٢٢ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
گ

 

... گاهی اشتیاقی هست برای نبودن! برای گم شدن در.... نمی دانم کجا...... شاید در خود...... جایی برای بودن با خودت... تنها و تنها با خودت......  جایی که فقط صدای قلبت را بشنوی و ندای پر تلاطم روحت را.....

دلم گوشه ی دنج می خواهد.... گوشه ای دنج و خلوت و بی هیاهو.....

 

 

 

[ چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
د

 

....

 

......دیگر از این همه سلامِ ضبط شده بر آدابِ لاجرم خسته‌ام، بیا برویم!......

....

..

 

[ یکشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
و

 

«وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست،

 نگفتم : عزیزم ، این کار را نکن .

 نگفتم : برگرد

 و یک بار دیگر به من فرصت بده .

 وقتی پرسید دوستش دارم یا نه ،

 رویم را برگرداندم.

 حالا او رفته و من

 تمام چیزهایی را که نگفتم ، می شنوم.

 نگفتم : عزیزم متاسفم ،

 چون من هم مقّصر بودم.

 نگفتم : اختلاف ها را کنار بگذاریم ،

 چون تمام آنچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است.

 گفتم : اگر راهت را انتخاب کرده ای ،

 من آن را سد نخواهم کرد.

 حالا او رفته

 و من

 تمام چیزهایی را که نگفتم ، می شنوم.

 او را در آغوش نگرفتم و اشک هایش را پاک نکردم

 نگفتم : اگر تو نباشی زندگی ام بی معنی خواهد بود.

 فکر می کردم از تمامی آن بازی ها خلاص خواهم شد.

 اما حالا ، تنها کاری که می کنم

 گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم.

 نگفتم :بارانی ات را درآر...

 قهوه درست می کنم و با هم حرف می زنیم.

نگفتم :جاده بیرون خانه

 طولانی و خلوت و بی انتهاست.

 گفتم : خدانگهدار ، موفق باشی ، خدا به همراهت .

 او رفت

 و مرا تنها گذاشت

تا با تمام چیزهایی که نگفتم ، زندگی کنم.» **

 

این "نگفتن" مشکل بزرگیه... برای من البته...خیلی حرفها رو از همه مهمتر خیلی از احساس هام رو  نمی تونم بگم... حرفهایی که خیلی مهمن.... احساساتی که باید حتما بیان بشن... اما.....

و خدا می دونه که چه چیزهایی رو و چه کسانی رو و حتا چه لحظاتی رو از دست دادم بابت این خصوصیتم... این روزها دارم تمام سعیم رو می کنم که تغییرش بدم... خیلی سخته.... برای ادم درونگرایی مثل من سخته....

دارم تلاش می کنم که برام مهم نباشه که بعد، چه اتفاقی خواهد افتاد... که آدمهای اطرافم و مخاطبم ممکنه چه فکری درباره من بکنه... و حتا خودم ممکنه بعدها چه حسی داشته باشم وقتی به اون لحظه فکر می کنم....  

امیدوارم که موفق بشم.... "تغییر" جز سخت ترین اتفاقاتیه که برای من میفته.... اما در اکثر موافع، راضی بوذم از نتیجه.....

 

** شل سیلوراستاین

 

 

[ شنبه ۸ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه