بزرگ فیلسوف کوچک

...وسیع باش، تنها، و سربزیر و سخت....

ز

 

"...زمین مست و زمان مست ، آسمان مست

می و میخانه مست و می کشان ، مست

زمین مست و زمان مست ، آسمان مست

نسیم از حلقه ی موی تو بگذشت

چمن شد مست و باغ و باغبان مست

تا زدم یک جرعه می از چشم مستت

تا گرفتم جام مدهوشی زدستت

شد زمین مست ، آسمان مست ، بلبلان نغمه خوان مست...."

 

 




روزهای زیادی در سالهای خیلی دور با گوش دادن به این آواز حالم خوب میشد.... روزهای ابری و بارونی مثل امروز، دوست داشتم روی صندلی راک بشینم و به این آهنگ و صدای بارون با هم گوش بدم....

 

هنوز هم این آهنگ و صندلی راک و صدای بارون رو و بوی خاک بارون خورده رو دوست دارم... اما مثل اون روزها آرومم نمی کنه.....

با گذشت روزها و سالها و با لحظه لحظه زندگی آدمها هم تغییر می کنن..... الان نمی دونم چی آرومم می کنه... هرچند مثل گذشته روحم در تلاطم نیست..... و راضیم از این بابت..... هرچند با رکود و یکجا موندن هم میونه خوبی ندارم.....اما... روزهای بدی نیست.....

و لذت بخشترین حالتش اینه که این آهنگ رو باز گوش بدم و چشم بدوزم به افق ابری و خاکستری و یاد اون روزهای پر از شور جوانی بیفتم و لبخند بزنم......

[ یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
ا

 

اینکه بهار فصل دیوانگیه درمورد من کاملا صدق می کنه!.... یه جور عجیبیم این روزها..... همه اش دلم میخواد از ته دلم دااااااااااااااااااااااااااد بزنم اما.....

ذهنم مشغوله... اصلا نمی تونم تمرکز کنم.... نمی دونم اما مشغوله چی!..... نمی دونم دارم به چی فکر می کنم! و شبها خوابم نمی بره......

منتظر یه اتفاقم که نمی دونم چه اتفاقی..... خوبه یا بد......

سر کار بیشتر از 10-20 دقیقه نمی تونم پشت میز بشینم... وقتی سر کارم دلم میخواد برم خونه و

وقتی خونه ام دلم میخواد برم بیرون.....

و بیشتر از هروقت دیگه ای دلم می خواد تنها باشم......

همه اینها حالتهای عجیبی برام.... تا حالا این همه حس رو با هم نداشتم... اما جالبه که حالم خوبه... آرومم..... از همه مهمتر حوصله دارم و انرژی مثبت زیاد.....

و از هر وفت دیگه ای با خدا دوست تر!

خوشحالم از اینکه شروع سال 91 رو هم دیدم..... از اینکه هنوز هم می تونم آسمان آبی و ابرهای سفید رو ببینم....

حوشحالم که هنوز هم نزدیک های غروب می تونم خورشید و ماه رو با هم توی آسمون ببینم... که با خودم تکرار کنم... به گمانم فردا روز خوبی باشد، صورت ماه به من می گوید....

از اینکه هنوز هم می تونم با الناز خیابون ولی عصر رو قدم بزنم و مثل همیشه بحثهامون جدی بشه و فلسفی.....

و خیلی خوشحالیهای دیگه........

نمی دونم..... شاید اشتباه می کنم.... شاید اون "بسر" ی که منتظرم بعد از سالهایی که در "عسر" گذشته بیاد..... همین خوشحالیهای کوچک اما عمیفه....  همینهایی که سالهای زیادی نادیده گرفتمشون.....

.......

......

...

خدا جان معذرت میخوام و مچکرم.......

 

 

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
ت

 

تغییرهام رو... اونهایی که ناخودآگاه اتفاق میفته اما کاملا برام فابل لمسه رو دوست دارم. معمولا روزهای اول سال بر می گردم و یه نگاه به سال گذشته می کنم..... گاهی اتفاقی میفته که سالهای قبل و اتفاقات اون موقع هم یادم بیاد....

امسال با دو تا از دوستام رفتم یزد..... ترجیح می دادم با اتوبوس برم... که مرور کنم همه اون خاطره ها رو..... مرور کنم اون همه فکری که توی 9 ساعت راه از ذهنم می گذشت و گاهی شاد میشدم و گاهی غمگین.... که ذل بزنم به اون آسمون مهتابی و کویری که مسحورم میکرد......

اما خب وقت نبود.....

بیشتر از هروقت دیگه ای این بار سفر به یزد بهم خوش گذشت.... انکار نمی کنم وجود دوستهام رو... اما برام جالب بود، روزهای دانشجویی با ابنکه واقعا بهم خوش می گذشت اما دوست نداشتم برم یزد..... اما اینبار...... حس خوبی داشنم..... یه تغییر کاملا ناخودآگاه که البته آگاهانه گذاشتم اتفاق بیفته...که ریشه داشته باشه.... عمیق باشه.... نمی دونم.. نمی تونم بگم یزد رو دوست دارم یا اون حسی که بودن در اونجا بهم میده رو..... شاید هم به خاطر آدمهایی باشه که اونجان و من میشناسمشون و سهم بزرگی داشتن در ساختن بهترین خاطراتم تا الان که زنده ام.....

کلی غمگین بودم موقع برگشتن.... بازهم نمی دونم به خاطر رفتن از اون شهر بود یا پشت سر گذاشتن آدمهایی که برام با ارزشن و نمی دونم که آیا بازهم می تونم ببینمشون.....

اینکه باز هم شهری، جایی، خواهد بود که حسهای خوب رو باز هم در من بیدار کنه....

یا آدمهایی که به واسطه اونها..... حس خوب.... خاطرات خوبی رو داشته باشم... تا این حد که با گذشت سالها هنوز هم لبخند به لبم بیاره.....

امیدوارم که باشه.......

 

 

بعدا نوشت: الان دلم می خواست اینجا بودم....

 

 

 

[ دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه