بزرگ فیلسوف کوچک

...وسیع باش، تنها، و سربزیر و سخت....

ر

 

روزهایی هستن که خیلی خوب گذشتن.... سر کار بی هیچ اتفاقی ساعتها رو
گذروندم..... بعدش با دوستم رفتم جاده تندرستی پیاده روی... کلی حرف زدیم، خندیدیم......

اما وقتی میام خونه کلی دلم میگیره.... کلی هم بغض گلوم رو..... نمی دونم جرا...... شاید هم می دونم و به روی خودم نمیارم......

لحظات زیادی هست که  دلم خواسته در خونه رو که باز می کنم،

 با صدای بلند صدا برنم:...مـــــــــــــا مـــــــــــــــــا نــــــــــــــــــــــ.............

اما.....

 

 

 

[ دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱:٠٠ ‎ق.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
گ

 

گاهی وقتا فکر می کنی به اندازه ای که لازمه بزرگ شدی و انقدر تجربه داری که در مورد یه سری مسائل و موضوعها که پیش پا افتاده هم نیست و شاید نقش مهمی هم داشته باشه- شاید که نه قطعا- می تونی راحت فکر کنی و راهت رو بیابی.

اما اتفاقی میفته و موضوعی پیش میاد که می بینی اون طور هم که فکر می کردی
نیست و شاید هرگز انقدر پخته و با تجربه نخواهی بود برای یک تصمیم قطعی و نهایی یا شاید بهتره بگم برای یک تجزیه و تحلیل خوب که به یک نتیجه خوب برسی...

هرچند نمیشه نقش احساسات رو نادیده گرفت. در اکثر مواقع نه بخاطر بی تجربگی که به خاطر نادیده گرفتن دلایل و علتهای منطقی –که توی سایه احساس قرار گرفتن- نمی تونی خوب فکر کنی و منطقی باشی و با خودت کنار بیای و تصمیم درست رو بگیری....

دوست دارم انقدر خوب خودم رو بشناسم که بتونم تعادل برقرار کنم بین منطق و
احساسم و شاید اون وقت به اندازه الان نگران تصمیمها و تفکراتم نخواهم بود....

 

 

[ دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه