قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

بزرگ فیلسوف کوچک
...وسیع باش، تنها، و سربزیر و سخت....

 


ر

 

راه 30-40 دقیقه ای تهران-کرج گاهی وقتا زمان خوبیه برای فکر کردن . وقتهایی میشه که اتفاقهای زیادیکه توی زندگیم افتاده زو مرور کردم، فکر کردم بهشون...

به اتفاقات کوچیکی که پیش اومدن تا مقدمات اون اتفاق بزرگ رو فراهم کنن، به تغییراتی که بعد از اون اتفاقها رخ داده.... به شرایط متفاوتی که باعث تغییر کردن منم شده.. می دونم این اتفاقها کلا مقدر شده برای همین، برای اینکه از رکود در بیام، برای اینکه حرکت کنم به سمت تغیراتی که گاهی ملموس بوده و کاملا مشخص و گاهی  آروم و بی صدا و پیوسته....

اینجاست که یه وقتهایی، میون این تلاطمها و پیش رفتنها مکث می کنم و فکر می کنم که واقعا این "فاطمه"همون فاطمه ایه هست که قرار بوده بعد از همه اون فراز و نشیبها و تغییر ها باشه؟ الان می تونه بگه: « نگاهم کن، شدم هرآنچه می خواستی»؟!

یا نه، راه رو اشتباه رفته بعضی وقتها... بیشتر وقتها نشانه ها رو دیدم، نادیده نگرفتمشون اما واقعا نشانه درستی بوده؟ میشه نشانه درست باشه و راهی رو که انتخاب می کنی، اشتباه؟ چطور میشه واقعا فهمید؟ چه جوری میشه مطمئن شد که این "فاطمه"همون فاطمه ایه که باید در لحظه و در این زمان و مکان باشه؟ چطور بفهمم که سیر و روند تغییر و پیش رفتنم درسته و راه پس رفت نبوده؟

می ترسم زمانی برسه  که هزاران راه نرفته درست و نادرست پیش روم باشه و من حتا عاجز از تشخیص یه کوره راه نیمه تاریک باشم و توی ذهنم مرور کنم:

«از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود    زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت»

 

 

 

 




کلمات کلیدی :
نویسنده : فیلسوف تاریخ : جمعه ٢۱ خرداد ۱۳۸٩       نظرات ()

م

 

«محمد نبودی ببینی...»

تقریبا هر سال یک هفته مونده به سوم خرداد این آهنگ رو می شنوم و حرص می خورم البته..... و توی تلویزیون تصویرها و تبلیغهایی هم میبینم که بیشتر از هروقت دیگه ای آزارم میده.....

جشن گرفتن و افتخار برای افتتاح "تصفیه خانه آب خرمشهر"!!!! چیزی که خیلی قبل از جنگ راه اندازی شده بوده و 30 سال طول کشیده تا دوباره شروع به کار کنه.....

زاویه دوربین جوری که خرابیها و زمینهای ساخته نشده پشت به دوربین باشه و مردم ایران فقط شط و پل و بلوارهای اصلی رو ببینن...  و متوجه نشن که چند متر دورتر از جایی که مجریها نشستن و برنامه اجرا می کنن پیاده رو و قسمتی از خیابون به خاطر لای روبی غیر اصولی و غلط ریخنه و خراب شده...... و .....

و گاهی فکر می کنم آقای جهان آرا! همون بهتر که نیستی ببینی این شهر دیگه هیچ وقت آباد نمیشه حتا اگر آزاد باشه....

 

 

 




کلمات کلیدی :
نویسنده : فیلسوف تاریخ : یکشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٩       نظرات ()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به بزرگ فیلسوف کوچک مي باشد.