قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

بزرگ فیلسوف کوچک
...وسیع باش، تنها، و سربزیر و سخت....

 


س

 

«سهیل این شعر رو برام فرستاد. دوست دارم شعرهای نزار قبانی رو.... حس خوبی بهم دست میده از اینکه زنم، از اینکه دوست داشته بشم اونطور که اون ازش حرف می زنه... سالهاست که دیگه حس خوبی ندارم وقتی " دوستت دارم" رو می شنوم و سالهاست دارم سعی می کنم از بین ببرم این بدبینی رو....

در مورد این شعر.... نمی دونم این خصوصیت همه مردهاست که بتونن در فاصله دو عشق، یک نفر دیگه رو دوست داشته باشن یا نه یک عده خاص؛ اما به هر حال من نمی تونم اینگونه باشم .... برای من هر آدم جدید یا یک پله بالاتره یا پایین تر که در هر صورت نکلیف روشنه..!!!....»

 

دوستت می‌دارم

در فاصله‌ی این عشق و آن عشق

در فاصله‌ی زنی که خداحافظی می‌کند

و زنی که از راه می‌رسد

 

این‌جا و آن‌جا

دنبالِ تو می‌گردم

هر اشاره‌ای

انگار

به چشم‌های تو می‌رسد

 

چگونه تفسیر کنم این حسّی را

که روز و شبم را ساخته

 

زیباترین زنِ دنیا کنارِ من است

پس چگونه

مثلِ کبوتری

می‌گذری از خیالِ من؟

 

 

در فاصله‌ی دو دیدار

در فاصله‌ی دو زن

در فاصله‌ی قطاری که می‌رسد از راه و

قطاری که راه می‌افتد

پنج دقیقه فرصت هست

 

فنجانی قهوه مهمانت می‌کنم

پیش از آن‌که

راهیِ سفر شوم

 

پنج دقیقه فرصت داریم

 

وجودِ تو آرامم می‌کند

در این پنج دقیقه

 

به تو می‌گویم رازهای پنهان را

برای تو می‌بافم زمین و زمان را

زیر و رو می‌کنی زندگی‌ام را

در این پنج دقیقه

 

پس چرا

چه رنجی‌ست این

چگونه می‌شود این‌جا از بی‌وفایی دَم زد؟

 

 

لحظه‌هایی هست

که غافلگیرم می‌کند شعر

بی‌مقدّمه از راه می‌رسد

 

هزار هزار انفجار

در وجودِ دقیقه‌هاست

و نوشتن راهی‌ست به رهایی

 

پر می‌زنی

مثلِ پروانه‌ای کاغذی بین دو انگشت

 

چگونه پنجاه سال در دو جبهه بجنگم؟

چگونه خودم را بین دو قارّه قسمت کنم؟

چگونه با کسی جز تو آشنا شوم؟

چگونه با کسی جز تو بنشینم؟

چگونه با کسی جز تو عشق‌بازی کنم؟

 




کلمات کلیدی :
نویسنده : فیلسوف تاریخ : سه‌شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٩       نظرات ()

ح

 

« حرف که مالیات ندارد، دارد؟ آدمها حرف زیاد می‌زنند. حرفهایی که از نواحی مختلفی‌شان برمی‌خیزد. تقصیری هم ندارند. به این (کدام؟؟) قبله قسم اگر بخواهم دنبال مقصر و اینجور صحبتها باشم اصلاً! حرفم این‌ست که آدمها توی کله‌شان انفجاراتی رخ می‌دهد و حرف‌هایی می‌زنند و از هر ده تا چندتاش رو خوب است بتوانی بفهمی چقدر راست است؟ چقدر دقیقاً همان است که تو فکر می‌کنی؟ چقدر همان است که گوینده‌اش فکر کرده؟ این‌طور می‌شود که ملاک می‌شود احساس قلبی خودت و عملکرد آن طرف در دراز مدت. حالا نه خیلی هم دراز! به میزان مکفی. بعد می‌نشینی و می‌گویی بابام جان من تو را دوست دارم، فقط هم خودم و احتمالاً خدا (!) می‌داند چقدر. تو نمی‌دانی و سعی هم نکن بفهمی چون راه به جایی نمی‌بری. بعد او هم می‌گوید من هم تو را دوست دارم و فلان! اما تو به احساس قلبی‌ت رجوع می‌کنی و می‌گویی نه. نداری. اگر هم داری آنقدری نیست که باید. من هم دوست دارم اما خوب که چی؟ نکته دل‌انگیز داستان اینکه مثل هیجده سالگی دوست داشتن ملاکِ زنجیر پاره کردن نیست. کودک نیست که جولان می‌دهد. بالغ‌ است که می‌نوازد. دوستش داری اما آنطور که بذاری‌ش کنار، با مِهر. برای خودت. برای او.»

 

                                                     از وبلاگ از اون بالا

 

 

 




کلمات کلیدی :
نویسنده : فیلسوف تاریخ : سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩       نظرات ()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به بزرگ فیلسوف کوچک مي باشد.