بزرگ فیلسوف کوچک

...وسیع باش، تنها، و سربزیر و سخت....

و

 

«....وقتی به لحظه ای می رسیم که توان درک هستی را نداریم، هول برمان می دارد. در برهوتی تاریک و بی انتها دنبال نور می گردیم و دست آخر، حتا اگر شده نوری ضعیف برای خودمان درست می کنیم و نفسی به آسودگی می کشیم و برمی گردیم سر زندگی خودمان.... » 

                                                              کتاب: دو قدم این ور خط

 

                من اما....چرا نمی تونم این طوری باشم؟؟!!! نمی تونم به نور ضعیف بسنده کنم......

 

 

 

 

 

 

[ دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
ب

 

بچه که بودم مامان یه سری کتاب برای برجساز خریده بود به اسم "به من بگو چرا"  ...سوالهای اطلاعات عمومی بود که با "چرا" شروع میشد..... منم گاهی می خوندمشون...شاید خوندن اونا باعث شد عادتم بشه برای هر اتفاقی و هر پدیده ای بپرسم چرا... عادت بدیه چون تو این دنیا برای اکثر سوالها جوابی نداری.... منم تقریبا آدم ایده آلیستی هستم و همین نرسیدن به حواب آزارم میده....

چند وقته دارم فکر می کنم آرمان رو باید با چی تعیین کرد.... بر اساس عقل یا احساس؟ اون چیزی که بر اساس عقل درسته آرمانی و اصیله یا بر اساس احساس؟

چند وقته که دارم با خودم بحث می کنم! تا حالا مثل همه آدمها! سعی کردم هر کاری که انجام میدم و تصمیمی که می گیرم درست باشه و کامل .... از زاویه عقلانی البته.... اما جدیدا خودم خودم رو شگفت زده می کنم!! از خودم می پرسم کاری که عاقلانه باشه و ایده آل به نظر برسه اما آخرسر نتیجه اش  انگار روحت رو آزار میده ، واقعا کار درستیه؟

  تصمیم های زیادی هست که باید گرفته بشه، کارهای زیادی که باید انجام بشه که حتا ممکنه آینده ام (اگر آینده ای باشه) هم به اونها وابسته باشه.... اما تا وقتی نتونم با خودم کنار بیام کاری از پیش نمیره....

به خودم میگم واقعا با عاقلانه تصمیم گرفتن و کاهی حتا تادیده گرفتن احساسم تونستم به اون نتیجه ایده آلی که انتظارش رو داشتم برسم؟ و به جاش در جواب باز می پرسم ایده آل از دید عقل؟ احساس؟...؟

افتادم توی loop  ...... تو یه چرخه ناقص گیر کردم...... انگار علت و معلول گم شدن....شاید هم خودم گم شدم......

 

 

 

«....تو کجایی خود من، کمکم کن بمونم         قصه بودنمُ تا که هستم بخونم....»

                                                                                         "محمد آزرم"  

 

 

 

[ پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه