قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

بزرگ فیلسوف کوچک
...وسیع باش، تنها، و سربزیر و سخت....

 


 

5شنبه من و برجساز و عهد و عیال! رفته بودیم عروسی..یعنی خب عروسی که نه مراسم عقد دختردایی... البته فیلسوف از شب قبلش خونه دایی بود... جدای از اینکه وسطای چنین مراسمی همیشه از خودم می پرسم که اینجا چیکار می کنی؟! اصلا چرا خوشحالی(اگر باشم!)... اما خب احساس خوبی که ببینی یکی از عزیزترین کسانت به آرزوش و اون چیزی که می خواسته رسیده.... 

اینم برای زهرا و فرشاد عزیز:

« عقدنامه »

« انكحتُ…» عشق را و تمام بهار را !
« زوجتُ…» سيب را و درخت انار را !

« متعتُ…» خوشه خوشه رطبهاي تازه را
گيلاسهاي آتشي آبدار را !

« هذا موكلي …» : غزلم دف گرفت ، گفت .
تو هم گرفته اي به وكالت سه تار را !

« يك جلد …»آيه آيه قرآن ! تو سوره اي !
چشمت «قيامت» است ! بخوان «انفطار» را !

« يك آينه …»به گردن من هست …دست توست ،
دستي كه پاك مي كند از آن غبار را

« يك جفت شمعدان …»؟! نه عزيزم ! دو چشم توست
كه بر دريده پرده شبهاي تار را !

مهريه تو چشمه و باران و رودسار
بر من بريز زمزمه آبشار را !

« ده شرطِ ضمنِ … ‌» ده ؟! …نه ! بگوييد صد ! …هزار !
با بوسه مُهر مي كنم آن صدهزار را !

ليلي تويي كه قسمت من هم جنون شده
پس خط بزن شرايط ديوانه وار را !
×
اين بار من به بوسه ات افطار مي كنم
خانم ! شكسته اي عطش روزه دار را !

«دکتر سیامک بهرام پرور»

 




کلمات کلیدی :
نویسنده : فیلسوف تاریخ : دوشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٦       نظرات ()

 

 

من «دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند توي دلم آب مي شود. من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم. من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره شرکت پسرم براي خودشيريني بيست آگهي تسليت در بيست روزنامه معتبر چاپ مي کنند.
من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش- البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي رساند. من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بيست و پنج هزار تومان فقط، بدهد. من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.
من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده مي گذرانند.
من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند.
من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم را بگيرند.
من «...» هستم، وقتي مادر، من و خواهرهايم را سرشماري مي کند و به غريبه مي گويد «هفت ...» دارد- خدا برکت بدهد. من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم تيک تيک از من عکس مي گيرند.
من «مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند. من «مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم.- آن روز به يک مهماني زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.
من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش در پارکينگ مي شنود.
من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.
من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم. نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم... به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.
من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند. من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد وقتش را با من تلف بکند.
من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم، عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم. من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است و دهانش بوي سگ مرده مي دهد، «سليطه» هستم. من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم و بر؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس، شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم. دامادم به من «وروره جادو» مي گويد. حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند. من «مادر فولادزره» هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم. مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند.

من کيستم؟،،

«ب. سلیمانی»




کلمات کلیدی :
نویسنده : فیلسوف تاریخ : پنجشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸٦       نظرات ()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به بزرگ فیلسوف کوچک مي باشد.