بزرگ فیلسوف کوچک

...وسیع باش، تنها، و سربزیر و سخت....

The last So Far
Laugh a little,sing a little
As you go your way
Work a little,play a little
Do this every day
Give a little,take a little
Never mind a frown
Make your smile a welcomed thing
All around the town
Laugh a little,love a little
Skies are always blue
Every cloud has silver line
But it is up to you
[ شنبه ٧ تیر ۱۳۸٢ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
جدایی
فردا بر می گردم خونه.نمی دونم چه احساسی دارم خوشحالم یا ناراحت.
پارادوکس کاملم.دیروز با دوستام خداحافظی کردم خیلی بد بود، گریه ام
گرفته بود ؛ نه ماه با هم بودیم و بهترین لحظه ها رو با هم گذروندیم
همیشه از خداحافظی بدم می اومده ولی کاریش نمیشه کرد زندگیه دیگه
چون : " آشنایی یک تصادفه و جدایی یک قانون. "
[ جمعه ٦ تیر ۱۳۸٢ ] [ ٧:٥٧ ‎ب.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
تقابل
من نمی دونم چرا توی تقابل مدرنیزه و سنت همیشه این مدرنیزه است
که پیروز میشه چرا همیشه اونهایی که تاریخ قدیمی تر و اصیل تری دارن
از اونهایی که قدمتشون به حتی یک قرن هم نمی رسه شکست می خورن ؟
مثلا هر روز خونه های بزرگ خراب می شن و جاشون رو به آپارتمان های کوچیک
و دلگیر می دن که وقتی نگاشون می کنی احساس می کنی دارن بهت دهن کجی
می کنن.آدما هر روز از هم دور تر و دور تر میشن و اینها همه اش نتیجه مدرن
شدنه و شاید هم غرب زدگی ، در حالی که غربیها از مدرنیزه بدون حد و حصر
خسته شدن ما بی توجه داریم راه اونها رو دنبال می کنیم بدون در نظر گرفتن
عواقب. به قول یک متفکر غربی :
" غربی ها آن وقتی که مهدهای کودک را برای کودکانشان بنا می کردند ،
نمی دانستند که دارند برای خودشان خانه سالمندان می سازند. "

[ سه‌شنبه ۳ تیر ۱۳۸٢ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
اتوپيا(utopia)
اولین سال تحصیلیم توی دانشگاه تموم شد.درس های زیادی خوندم؛
چیزهای زیادی یاد گرفتم ولی هنوز نمی دونم چرا اومدم دانشگاه. اینجا
اون مدینه فاضله ای نیست که فکر می کردم. اینجا هنوز سیستم مربوط
به قرون وسطی است.اینجا هنوز استاد دیکته می کنه و دانشجو می نویسه.
اینجا خبری از تحقیق و پژوهش و بحث و مجادله نیست.
اینجا هیچ خبری نیست !!!

[ دوشنبه ٢ تیر ۱۳۸٢ ] [ ۸:۱٤ ‎ق.ظ ] [ فیلسوف ] [ نظرات () ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه